جمعه بیست و یکم تیر 1387
بزرگترین افتخار من این است که دوره ی نوجوانی شاگرد استاد فرجی بودم و راهنمایی های ایشون زندگی منو ساخت
نوشته شده توسط علی فریدی در ساعت 13:2 |
لینک
|
جمعه هفتم تیر 1387
نوشته شده توسط علی فریدی در ساعت 13:38 |
لینک
|
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست.............هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
نوشته شده توسط علی فریدی در ساعت 12:9 |
لینک
|
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
یه روز از روز های خدا تو یه دهکده یه موش زندگی میکرد تا اینکه مرد کشاورز از شهر برا همسرش یه کادو اورد موشه خوشهال از اینکه ایکاش یه غذای خوشمزه باشه و منم از اون یه بهره ایی ببرم تا اینکه خانم کشاورز کادو رو باز کرد و موشه دید وااااااااای ان یه تله موشه ناراحت و دپرس رفت پیش خانوم مرغه و ازش راهنمایی خواست مرغه هم بالهاشو تکون داد و گفت : موش کوچولو کاری برات نمیتونم بکنم حالا برو بذار به کارم برسم. موشه ناراحت رفت پیش میش کفت من خیلی میترسم یه راهی بذار پیش رووم.و ازین حرفا.... میش گفت:شرمنده من کاری نمیتونم بکنم برات دعا میکنم چند روزی بیشتر زنده بمونی و خندیدو رفت.۳.۲ روزی گذشت که اقا گاوه رو دید گاو هعم مشغول چراا خندیدو گفت:اخه تو فکر میکنی من با ایین سم ها میتونم تو تله موش بیفتم تا حالا که هیچ گاویی این طور نشده مگر اینکه خیلی گاو بوده. خلاصه خندیدو رفت موشه دیگه هیچ راهه چاره نداشت و منتظر مرگ بود.تا اینکه یه شب صدای تله موش زن کشاورز رو از خواب بیدار کرد رفت ببینه چی شده دستشو برد جلو که ناگهان مار اونو نیش زد.بله یه مار تو تله بود خلاصه مریض شد و مردم دهکده اومدند و پیشنهاد کردند که یه سوپ مرغ میتونه حالشو جا بیاره اونشب مرغ بیچاره رفت تو قابلمه.۳.۲. روزی گذشت و حال زن گشاورز خوب نشد تا کشاورز مجبور شد میش رو برای پذیرایی از مهمونا سر ببره (بدبخت اصلا این فکر رو نمیکرد)هفته ها گذشت تا یه روز زن کشاورز از حال بد متاسفانه عمرشو داد به شما و کشاورز که پولی نداشت مجبور شد گاو خوشگلشو برای مراسم خانومش سر ببره.....

جالبه که الان موش کوچولو تنها حیوون تو مزرعست که تنهایی داره زندگی میکنه
نتیجه ی اخلاقی :اگه کسی مشکلی داشت و به شما مراجعه کرد و ربطی هم به شما نداشت یکم بیشتر فکر کنید شاید همچین بیربط هم نباشه
نوشته شده توسط علی فریدی در ساعت 17:47 |
لینک
|
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
ما چیزی برای عرضه به هستی نداریم اما میتوانیم اواز بخوانیم و به رقص در اییم میتوانییم ساز های زیبا
بنوازیم...........
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی فریدی در ساعت 17:18 |
لینک
|
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387
خود اگاهیه ما همچون ریشه های درخت در زمین در خدا ریشه دارد خدا یعنی نهایت خود اگاهی و مراقبه پلی است که تو را به سرچشمه ی وجودت میبرد.اگر جرعه ای از شور و نشاط بودن را سر بکشی دیگر چیز های زندگی بی معنا میشود......
ادامه دارد..............
نوشته شده توسط علی فریدی در ساعت 20:34 |
لینک
|
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
عاشق تر و ساکت تر شو:
این کار بس مشکل است .به دیگران عشق بورز........
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی فریدی در ساعت 16:6 |
لینک
|
شنبه هجدهم اسفند 1386
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است.
دسته اول:آنانی که وقتی هستند...........
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی فریدی در ساعت 14:34 |
لینک
|
شنبه هجدهم اسفند 1386
بيل گيتس، رئيس مايکرو سافتدر يک سخنراني در يکي از دبيرستانهاي آمريکا، خطاب به دانشآموزان گفت:در دبيرستان خيلي چيزها را به دانشآموزان نميآموزند. او هفت اصل مهم را که دانشآموزان در دبيرستان فرا نميگيرند، بيان كرد.
به گزارش اصول بيل گيتس به اين شرح است:..............
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی فریدی در ساعت 14:31 |
لینک
|
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386
نوشته شده توسط علی فریدی در ساعت 22:6 |
لینک
|